رفاه بی نمازها
51 بازدید
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

اگر نماز خواندن در رفع بلاها مؤثّر است؟ پس چرا اروپایی ها وضعشان خیلی بهتر از ماست؟!

برای روشن شدن جواب این پرسش لازم است پرسش را بیشتر توسعه بدهیم  و می توانیم آن را به چند صورت دیگر نیز طرح کنیم

 اگر مومن بودن و ایمان به خداوند و انسان خوبی بودن در رفع بلاها موثر است پس چرا  افراد متعددی را مشاهده می کنیم که با وجود این که به چیزی اعتقاد ندارند و به هیچ دینی پایبند نیستند وضع خوبی دارند و از امکانات زیادی بهره مند هستند؟

اگر مومن بودن در رفع بلاها موثر است پس چرا افراد متعددی را می بینیم که با وجود این که  مومن هستند و اهل عبادت ، ولی در فقر زندگی می کنند و دچار مشکلات مالی و... هستند؟

اگر مومن بودن در رفع بلاها موثر است چرا خیلی از اولیای خدا در زندگی خودشان مصیبت ها و سختیهای زیادی کشیدند؟و چرا کافران در رفاه و آسایش هستند و ایام به کامشان است؟

می بینیم که این سوال را به چند صورت دیگر می توان طرح کرد لازم نیست فقط نماز را مطرح کنیم بلکه به طور کلی اهل ایمان را می توانیم به جای نماز جایگزین کنیم و همچنین لازم نیست اروپایی ها را مطرح کنیم و راه دوری برویم بلکه  در همین نزدیکی خودمان، در همسایگی و فامیل خودمان هم افراد متعددی شاید باشند که با وجود این که به چیزی پایبند نیستند ولی از رفاه و امکانات برخوردارند.

ضمن این که در همان اروپا هم افراد می توانند سوال کنند که اگر عقیده به مسیحیت و کلیسارفتن نجات بخش است پس چرا افراد زیادی را سراغ داریم که با وجود اینکه به خدا و مسیح اعتقاد ندارند دارای امکانات و رفاه هستند ولی برخی دیگر که به خدا و مسیح اعتقاد دارند ولی دچار فقر و نداری و مشکلات هستند؟ چون مسلم است که در اروپا یا امریکا و ... هم فقر و مشکلات هست و میزان بهره مندی مردم از امکانات و رفاه ، یکسان نیست همچنین این گونه نیست که همه آن ها طبق در حد باور خودشان به خدا و دینی معتقد نباشند. پس این سوال را آن ها هم می توانند مطرح کنند.

اما پاسخ به این سوالات نیازمند توجه به دو نکته است:

نکته اول: اینکه طبق آیات قرآن امتحان و ابتلاء از سنت های الهی است یعنی از قوانین حاکم بر زندگی انسان در این دنیا این است که انسان حتما در این دنیا آزمایش می شود و شرایط مختلفی برای وی پیش می آید که در آن شرایط میزان پایبندی وی به اصول و اعتقاداتش آزموده می شود و در نتیجه آن درجات کمال را طی می کند. هر چه در این مسیر جلوتر می رود آزمایش های سخت تری پیش می آید و هر چه آزمایش ها سخت تری گذرانده شود مراتب و درجات بالاتری نصیب انسان می شود بنابراین اهل ایمان در مراحل مختلف زندگی خود آزمایش می شوند اما نوع آزمایش ها به حسب روحیات و درجات افراد متفاوت است.  أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُون‏ (آيا مردم را گمان اين است كه چون بگويند «ايمان آورديم» رهايشان مى‏كنند و مورد آزمایش قرار نمی گیرند؟) (عنکبوت 2) به طوری که خداوند در قرآن به  امتحاناتی که برای انبیای الهی پیش آمده اشاره کرده است «وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهِيمَ رَبُّهُ‏ بِكَلِماتٍ‏ فَأَتَمَّهُن» (هنگامى كه پروردگار ابراهيم او را به چند صورت بيازمود و او از عهده آنها برآمد) ‏(بقره 124) یا  « وَ اذْكُرْ عَبْدَنا أَيُّوبَ إِذْ نادى‏ رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ (بنده ما ايوب را به يادآور كه پروردگارش را ندا داد كه شيطان مرا به رنج و عذاب افكنده است.) ص 40 پس امتحان سنت الهی است و چه اولیای خدا و چه کسانی که در مراتب پایین تر قرار دارند آزمایش می شوند.

نکته دوم: این است که امتحانات الهی به صورت های مختلف است گاهی با نقص در اموال و انفس (جانها) و... «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ‏ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ»  مسلما همه شما را به چيزى از ترس، گرسنگى، كاهش اموال و نفوس و محصولات آزمايش مى‏كنيم، و شكيبايان را بشارت ده.(بقره 155)

و گاهی با اعطای مال و فرزند و به طور کلی رفاه  «وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ‏ وَ أَوْلادُكُمْ‏ فِتْنَةٌ وَ أَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيم»‏ ( و بدانيد اموال و فرزندانتان مايه آزمايشند و پاداش بزرگ نزد خداست) (انفال 28)

پس همیشه امتحان الهی با سختی و مصیبت نیست گاهی هم با اعطای مال و رفاه و امکانات است تا اینکه مشخص شود افراد در سختی ها و نعمتها چه رفتاری از خود نشان می دهند.

نکته سوم: درست است که گفتیم امتحان از طریق سختی ها و خوش هاست اما آیا هر سختی یا رفاهی هم برای امتحان است؟ جواب منفی است چون گاهی سختی ها و رنج ها نه برای امتحان ، بلکه برای عذاب است مانند عذاب های مختلفی که شامل حال اقوام مختلف شد. همچنین رفاه و دارایی هم همواره برای آزمایش نیست بلکه گاهی خداوند نعمتها و امکانات را در اختیار افرادی قرار می دهد که با وجود این که خداوند زمینه های مختلف هدایت را برایشان مهیا کرد ولی باز هم توجه نکردند و به کفرشان ادامه دادند خداوند هم به آن ها مهلت می دهد تا بر بار اثم و معصیت خود اضافه کنند و در واقع این مهلت و فرصتی که خداوند از طریق فراهم کردن امکانات مختلف برایشان، در اختیار آن ها قرار می دهد نوعی عذاب برای آن هاست که در اصطلاح به آن سنت املاء می گویند و«َ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي‏ لَهُمْ‏ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي‏ لَهُمْ‏ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِين»‏كافران هرگز تصور نكنند اگر مهلتشان مى‏دهيم به سود آنهاست، به آنها مهلت مى‏دهيم كه بر گناهانشان بيفزايند و عذاب خوار كننده‏اى براى آنهاست  (آل عمران 178). و به تدریج دچار عذابی می شوند که گمانش را نمی کردند و«َ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ‏ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ» كسانى كه آيات ما را دروغ شمردند به تدريج از راهى كه نمى‏دانند گرفتارشان خواهيم كرد  (اعراف 182)

پس نتیجه می گیریم که هر امکانات و رفاهی، نعمت نیست. و هر سختی و مصیبتی هم عذاب نیست. همچنین امتحانات الهی برای همه هست ولی برخی را با فقر و سختی و برخی را با مال و ثروت و قدرت و امکانات ، آزمایش می کنند و این نحوه آزمایش تابع روحیات و خلقیات و شرایط افراد است. همان طوری که در مراکز آموزشی از هر کس بر اساس مقطع تحصیلی و رشته وی ،آزمون می گیرند. و  در اختیار داشتن امکانات و رفاه و ثروت در اختیار افراد دلیل بر عزیز بودن آن ها نزد خداوند و درست بودن روش و مسلک آن ها نیست و گرنه در طول تاریخ ظالمان وطاغوت های زیادی بوده اند که از قدرت و ثروت و امکانات برخوردار بوده اند و در مقابل انبیا و اولیای زیادی بوده اند که دچار مصیبت ها و رنج ها و سختی ها و اذیت و آزار ها شده اند! حال آیا می توان گفت قدرت و مکنت ظالمان ، نعمت و رحمت الهی برایشان بوده و آن ها مورد توجه خدا بوده اند ولی رنج ها و سختیهایی که متوجه اولیای خدا شده است از روی عذاب بوده است؟

نکته آخری که باید بدان توجه کرد این است که پیشرفت های علمی و بهره مند شدن از امکانات مختلف در برخی کشورهای غربی، و عقب ماندن یا عقب نگه داشته شدن دیگر کشورها،بحث دیگری است. و هر فرد یا جامعه ای، کافر یا مسلمان، تلاش لازم را مخصوصا در عرصه علم و دانش بکند نتیجه تلاش هایش را خواهد دید فارغ از این که آثار دنیوی و اخروی این پیشرفت برای وی چه خواهد شد. چرا که العلم‏ سلطان‏ من وجده صال به و من لم يجده صيل عليه‏ (شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید ج‏20، ص: 319) (علم اقتدار است. هر کس این قدرت را به چنگ آورد می تواند تحکم کند می تواند غلبه پیدا کند هر کسی این اقتدار را به دست نیاورد، صیل علیه بر او غلبه پیدا خواهد شد، دیگران بر او قهر و غلبه پیدا می کنند به او تحکم می کنند.)